الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

515

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

راه » . حضرت فرمود كه : « يعنى نجد خير و شر » ( و نجد در لغت به معنى راه بلند و زمين بلند است و اكثر مفسرين نيز نجدين را به دو طريق - كه طريق خير و راه شر است - تفسير كرده‌اند و اگر چه در شر ، بلندى و علوّى نيست ، ليكن به جهت تغليب ، آن را بلند ناميده ، چنانچه عرب بامداد و شبانگاه را جديدين و عصرين و بَردين مىگويد . و نظير اين كلام ايشان بسيار است و در تفسير حضرت نيز اشعارى است به اين ؛ چه ، در شر ، ذكر نجد ننموده و به آوردن آن در خير اكتفا فرموده و در آن غير وجهى كه ذكر شد نيز گفته‌اند ) . 423 / 5 . و به همين اسناد ، از يونس ، از حمّاد ، از عبدالاعلى روايت است كه گفت : به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه : خدا كارهاى تو را به اصلاح آورد ، آيا خدا در مردم ادات و آلت حصولى قرار داده كه به سبب آن ، معرفت و شناخت را بيابند ؟ حضرت فرمود : « نه » . عرض كردم كه : پس مكلف‌اند كه تمام اسباب معرفت را تحصيل كنند ؟ ( تا معرفت به هم رسانند بدون تعريف خدا ؟ ) فرمود : « نه ، بر خدا لازم است كه بيان فرمايد . « لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها » « 1 » ، يعنى : « تكليف نمىفرمايد خداى تعالى و در رنج نمىافكند هيچ تنى را ، مگر آن مقدار كه طاقت و توانايى و قدرت و گنجايش آن باشد » ( بلكه آن را كم‌تر از قدر طاقت تكليف فرموده ، چه طاقت فوق وسع است ) . « لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا ما آتاها » « 2 » ، يعنى : و تكليف نكند خداى تعالى هيچ نفسى را ، مگر آنچه او را عطا فرموده و شناختن آن را به نفس داده » . و حمزه گفت كه : آن حضرت را سؤال كردم از قول خداى تعالى : « وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ ما يَتَّقُونَ » « 3 » . حضرت فرمود : « تا بشناساند و آگاه گرداند ايشان را آنچه او را خشنود مىسازد ، و آنچه او را به خشم مىآورد » . ( و همين حديث بسند ديگر در اين باب گذشت ) . 424 / 6 . و به همين اسناد ، از يونس ، از سعدان روايت است و آن را مرفوع ساخته ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه آن حضرت فرمود كه : « خدا هيچ نعمتى را بر بنده‌اى از بندگان انعام نفرموده ، مگر آن‌كه در باب آن ، حجتى از جانب خود بر او لازم آورده ، و از آن سؤال خواهد فرمود . پس هر كه خدا بر او منّت گذاشت ، و او را توانا ساخت ، حجتش بر او قيام به آنچه

--> ( 1 ) . بقره ، 286 . ( 2 ) . طلاق ، 7 . ( 3 ) . توبه ، 115 .